نامهنگاري اداري پيش از پديد آمدن نظام اداري به صورت امروزي، چندان رايج و گسترده نبوده است و مكاتبات رسمي را منشيان و مترسلان عهدهدار بودهاند و هم ايشان نثر شيواي فارسي را آن قدر زيور و زينت دادند كه براي خواندن و فهميدن يك صفحه از نوشتهشان چند ساعت زمان و چندين جلد كتاب لغت و دستور و معاني و بيان لازم است!
نثر منشيانه قديم با همه دشواري و پيچيدگي البته كمتر دچار لغزشهاي نگارشي و معنايي است. اما شيوه نوشتن نامههاي اداري در روزگار ما كه آميزهاي است از فاضل نمايي نثر منشيانه(!) و شتابزدگي و كمسوادي كارمندانه(!) و غلطهاي بارز مترجمانه(!)، گونهاي از نثر فارسي را پديده آورده كه غير از نامههاي اداري در هيچ دفتر و ديباچهاي از آن نشاني نيست.
جملات و تعابيري كه در نامههاي اداري رايج است و همگان به آنها عادت كردهاند و تصور هم ميكنند كه براي نگارش اداري چارهاي جز همين زبان شگفت و پيچيده و نارسا و گاه بيمعنا نيست. مثلاً جملات و تعابيري از اين دست:
ـ «محترماً به حضور آن مقام عالي معروض و اشعار ميدارد»
ـ «تقاضامندم در اين خصوص اقدام مقتضي را معمول و اوامر عالي را امر به ابلاغ فرماييد»
ـ «متمني در رابطه با استيفاي حقوق مشارٌاليها دستورات لازم را مبذول فرماييد»
ـ و... موارد مشابه ديگر.
دشوارنويسي و درازگوييهاي بيهودهاي كه غير از آسيب زدن به زبان و نثر شيواي فارسي، بهره ديگري ندارد. اگرچه شايد اينگونه نوشتن نظير ساير تمهيدات اداري براي مرعوب ساختن مراجعان و خوانندگان نامهها به كار آيد.
شايد اين دشوارنويسيها در كنار بازيهاي اداري ديگر مانند: «انواع فرمها، انواع دبيرخانهها، دفترها و راهروهاي پيچ در پيچ، شوراها و كميسيونهاي گوناگون، بخشنامهها و شيوهنامههاي همواره متغير و...»، نقش خود را براي ايجاد فاصله ميان مراجعان و صاحبان نامهها با مديران و تصميمگيرندگان به خوبي ايفا ميكند. و شايد به همين دليل است كه خوكردگان به بازيهاي اداري به سادگي و رسايي نثر اداري روي خوش نشان نميدهند.
***
اگر براي دريافت مطالبات خود بنويسيد:
«رئيس محترم امور مالي، لطفاً دستور فرماييد مطالبات مرا به حساب بانكيام واريز كنند.»
اين نامه ساده ممكن است اخمهاي رئيس را درهم ببرد و از شما بخواهد كه شيوه نگارش اداري را رعايت كنيد و تعدادي از تعابير جادويي و راهگشاي اداري به نثرتان بيفراييد. مگر شما خبر نداريد كه نوشته اداري مديون اين تعابير است؟ تعابيري چون: ميباشد، ميگردد، ايفاد ميشود، مستدعي است، معروض ميدارد، مبادرت نماييد و از اين قبيل!...
نثر منشيانه قديم با همه دشواري و پيچيدگي البته كمتر دچار لغزشهاي نگارشي و معنايي است. اما شيوه نوشتن نامههاي اداري در روزگار ما كه آميزهاي است از فاضل نمايي نثر منشيانه(!) و شتابزدگي و كمسوادي كارمندانه(!) و غلطهاي بارز مترجمانه(!)، گونهاي از نثر فارسي را پديده آورده كه غير از نامههاي اداري در هيچ دفتر و ديباچهاي از آن نشاني نيست.
جملات و تعابيري كه در نامههاي اداري رايج است و همگان به آنها عادت كردهاند و تصور هم ميكنند كه براي نگارش اداري چارهاي جز همين زبان شگفت و پيچيده و نارسا و گاه بيمعنا نيست. مثلاً جملات و تعابيري از اين دست:
ـ «محترماً به حضور آن مقام عالي معروض و اشعار ميدارد»
ـ «تقاضامندم در اين خصوص اقدام مقتضي را معمول و اوامر عالي را امر به ابلاغ فرماييد»
ـ «متمني در رابطه با استيفاي حقوق مشارٌاليها دستورات لازم را مبذول فرماييد»
ـ و... موارد مشابه ديگر.
دشوارنويسي و درازگوييهاي بيهودهاي كه غير از آسيب زدن به زبان و نثر شيواي فارسي، بهره ديگري ندارد. اگرچه شايد اينگونه نوشتن نظير ساير تمهيدات اداري براي مرعوب ساختن مراجعان و خوانندگان نامهها به كار آيد.
شايد اين دشوارنويسيها در كنار بازيهاي اداري ديگر مانند: «انواع فرمها، انواع دبيرخانهها، دفترها و راهروهاي پيچ در پيچ، شوراها و كميسيونهاي گوناگون، بخشنامهها و شيوهنامههاي همواره متغير و...»، نقش خود را براي ايجاد فاصله ميان مراجعان و صاحبان نامهها با مديران و تصميمگيرندگان به خوبي ايفا ميكند. و شايد به همين دليل است كه خوكردگان به بازيهاي اداري به سادگي و رسايي نثر اداري روي خوش نشان نميدهند.
***
اگر براي دريافت مطالبات خود بنويسيد:
«رئيس محترم امور مالي، لطفاً دستور فرماييد مطالبات مرا به حساب بانكيام واريز كنند.»
اين نامه ساده ممكن است اخمهاي رئيس را درهم ببرد و از شما بخواهد كه شيوه نگارش اداري را رعايت كنيد و تعدادي از تعابير جادويي و راهگشاي اداري به نثرتان بيفراييد. مگر شما خبر نداريد كه نوشته اداري مديون اين تعابير است؟ تعابيري چون: ميباشد، ميگردد، ايفاد ميشود، مستدعي است، معروض ميدارد، مبادرت نماييد و از اين قبيل!...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 12:24 توسط اسماعیل امینی
|
نقل نوشته ها با ارجاع به نام وبلاگ ونویسنده آزاد است